انگیزه روحانی از حاشیه سازی ها چیست؟
به نظر میرسد خود آقای روحانی هم این حق را به مخاطبان بدهد
که سابقه وی -چه در دوران قبل از ریاست جمهوری و چه در
همین یک سال و نیمی که از عمر دولت یازدهم میگذرد- موجب
شده است تا بسیاری از نخبگان این سخنان او را جدی نگیرند و
آن را بیش از هر چیز در راستای انحراف افکار عمومی از
ناکارآمدیهای دولت یازدهم تحلیل کنند.
زنی که برای فرار از دست«صدام»دو گوسفند
نذر کرد.
یک نویسنده زن مصری با بیان خاطراتی از دوران صدام، از گوشههای از
ظلم و ستم صدام رژیم بعث بر مردم عراق پرده برداشت.
مسئولین به وعده های داده شده، عمل کنند
اگر امر به معروف و انتقاد و نظارت تعطیل
شود باندهای فاسد مسلط خواهند شد
عضو شواری عالی انقلاب فرهنگی در سخنرانی پیش از
خطبه های نماز جمعه تهران، با تاکید بر این که مسئولین، باید به
وعده هایی که به مردم می دهند، عمل کنند، اظهار داشت: حتی
مسئولین فعلی باید پاسخگوی وعد های دولت های قبلی هم
باشند.
زندگينامه امام عسگري (علیه السلام)
حضرت امام حسن عسگری(علیه السلام)
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان
گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در
پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که
شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری
(ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن
حضرت ابامحمد بود .
صورت و سیرت امام حسن عسگری(علیه السلام)
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای
سياه کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت
و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری(ع )
بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری
بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير
قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود
روشن کرد .
دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره
تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه
گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6
سال امامت آن حضرت مي باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با
قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون
در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند . امام حسن عسکری
(ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد .
زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته
بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ،
اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير
آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی
از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها
روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم
است و با کسی سخن نمي گويد . عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی
با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات مي کرد به
احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد .
پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی
زاهدترين و داناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت :
من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم . مردم را نسبت به
او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و
دوستدار او مي باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش
نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود
بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله
مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف
خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که
دشمن آل محمد (ص ) و جريانهای شيعی بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی
نهضت تقويت نشود .
چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی
اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه
عداوت را داشت " . " نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و
امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق
اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی در بغداد مي زيستند ، فشار
و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع )
معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين
نوع درگيری واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به
اصول عدالت کلی ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از
حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " . اينکه گفتيم : حضرت
هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی دستگاه خلافت
تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار
ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی
خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن
بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست
کم کم بدان خو گيرند ، و جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب
خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پيش آمدن دوران
غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از
29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی
اسلامی ، آثار مهمی از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی
و جهت دادن به حرکت انقلابی شيعيانی که از راههای دور برای کسب
فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت .
در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات
کلامی جنبش علمی خاصی را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن
زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث
ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام
حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی
امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود
- نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف
بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی
بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد
قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن
حضرت درآمد .
شهادت امام حسن عسگری(علیه السلام)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260
هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند
عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر
آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ،
پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر
از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم
بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم
خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را
مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه
شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده
است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن
حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسيحی و يهودی در آن زمان
بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات
( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان
که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای آن مي کردند که
آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم
ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان
ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول
سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای
باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت
شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ،
و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند
... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و
خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به
حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون
و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی
آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت
ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين
جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد
بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند
و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت
ابراهيم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی را
گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی کنند . اما خداوند متعال -
چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب
زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را
انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که
معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود
پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت
را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه
قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای
معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری داشت ،
و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود .
بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن
عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و
گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .
ماجرای جانشین بر حق امام حسن عسگری (ع)
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع )
مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ،
روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم .
سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و
صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در آن موقع مشغول
غسل دادن من خواهند بود . ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد
من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود :
هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره
پرسيدم علامت ديگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز
گزارد . ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم . امام
مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست .
ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز
ديگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم .
وقتی به در خانه امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند
بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را ديدم که
نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت
مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و
تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد . چون بدن مطهر
امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را
دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ايستاد ،
طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد
و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز
سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش
آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی
عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را
که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس "
حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا
قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام . در اين موقع ، عده ای
از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ،
مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او
پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه
مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند !
در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام
گفت : ای مردم قم با شما نامه هايی است از فلان و فلان و هميانی
( کيسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با
روکش طلا . شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده
است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر
کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت :
برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد .
رفتند و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری
(ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است .
ولی هرچه بيشتر جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را
حفظ کرد و تا زمان ما نيز در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها
پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .
داستان سید عبدالکریم کفاش
سید عبدالکریم کفاش شخصی بود که مورد عنایت ویژه امام زمان (عج)
قرار داشت و حضرت دائماً به او سر می زد. روزی حضرت به حجره
کفاشی او تشریف آوردند در حالی که او مشغول کفاشی بود. پس از
دقایقی حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم، کفش من نیاز به تعمیر دارد ،
برایم پینه می زنی؟»
سید عرض کرد: آقاجان به صاحب این کفش که مشغول تعمیر آن هستم
قول داده ام کفش را برایش حاضر کنم، البته اگر شما امر بفرمائید چون امر
شما از هر امری واجب تر است، آن را کنار می گذارم و کفش شما را تعمیر
می کنم. حضرت چیزی نگفتند و سید مشغول کارش شد.
پس از دقایقی مجدداً حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم! کفش من نیاز به
تعمیر دارد، برایم پینه می زنی!؟»
سید کفشی را که در دست داشت کنار گذاشت، بلند شد و دستانش را
دور کمر مبارک حضرت حلقه زد و به مزاح گفت : قربانت گردم اگر یک بار
دیگر بفرمایید "کفش مرا پینه می زنی" داد و فریاد می کنم آی مردم آن
امام زمانی که دنبالش می گردید، پیش من است، بیایید زیارتش کنید !
حضرت لبخند زدند و فرمودند: «خواستیم امتحانت کنیم تا معلوم شود
نسبت به قولی که داده ای چقدر مقید هستی.»
(کتاب روزنه هایی از عالم غیب؛ آیت الله سید محسن خرازی)
سیدکریم و دریافت حواله منزل به عنایت امام زمان(عج)
مرحوم آقای سیدکریم کاشانی،شبی درخواب،حضرت ولی عصر(عج)
رازیارت می کند.آن حضرت به او امرمی کندتافرداصبح،فلان منزل رادرفلان
آدرس برای آقاسیدکریم پینه دوزخریداری کند و درفلان ساعت درحالی که
آقاسید کریم باوسایل خانه اش درکوچه نشسته،است به آنجابرودوکلید
منزل رابه اوتحویل بدهدآقای کاشانی این خواب ورویا راازخواب های
صادقه به شمارمی آوردوصبح همان شب،به آدرس ونشانی که حضرت
حجت(ع) به او فرموده بودند، می رود وآن خانه وصاحبش راپیدا می کند
ودرمی یابدکه آدرس ونشانه هایی که درخواب به او فرموده اند، بسیار
دقیق و واقعی است.وقتی با صاحب خانه درموردخرید خانه اش صحبت
می کند،اوباخوشحالی ازاین موضوع استقبال می کند وبرای آقای
کاشانی فاش می سازدکه به علت داشتن بدهکاری،درشب گذشته به
امام زمان(ع) متوسل شده است تااین خانه به سرعت به فروش برسد
قرضش را ادا کند!آقای حاج محمودکاشانی آن خانه راخریداری می کند
و کلیدش را از صاحب خانه می گیردودرست درهمان ساعتی که حضرت
ولی عصر(عج)امرکرده بودند،به سوی خانه آقای سیدکریم می رود و
می بیند که او،با اسباب واثاثیه اش درکوچه نشسته است!
ازده روز پیش مدت اجاره آقا سیدکریم تمام شده وصاحب خانه ده روز
مهلت داده بودتاخانه دیگری بیابد. سیدکریم وقتی خانه مناسبی نیافته
بود،درست پس ازپایان مهلت مقرر،بدون هیچ دلخوری واعتراضی و بدون
اینکه صاحب خانه اش را درجریان بگذارد،تمام اسباب واثاثیه اش راازخانه
بیرون آورده ودر گوشه ای ازکوچه نهاده بود.درهمان زمان،حضرت بقیة الله
الاعظم(ع)به کناراین عاشق دلسوخته وحقیقی آمده وبه آقاسیدکریم
فرموده بودند:(ناراحت مباش!اجدادمان نیزمصیبتهای بسیاری کشیده اند)
و آقاسیدکریم درحالتی ازمزاح عرض کرده بود:(درست است آقاجان اما
هیچ کدام ازاجدادمان به اجاره نشینی مبتلانشده بودند.)
دراین هنگام لبهای مبارک حضرت ولی عصر(عج) به تبسم بازشده و
فرموده بودند:(ترتیب کارها راداده ایم،پس ازچند دقیقه دیگر،مشکل حل
می شود.) ودقایقی بعدازرفتن آن وجودمقدس،آقای حاج محمودکاشانی
به آنجارسیده بود...
دو نظامی که اسرائیل به مرگ آنها اعتراف کرده است
پایگاه بصیرت،در حمله موشکی امروز حزب الله لبنان به یک کاروان بزرگ
نظامی ارتش رژیم صهیونیستی در منطقه برکه النقار در مزارع شبعا
دهها صهیونیست کشته و زخمی شدند.حزب الله لبنان در بیانیه ای عملیات
مزارع شبعا را برعهده گرفت.حزب الله لبنان تأکید کرد که این عملیات صبح
چهارشنبه ساعت 11:35 انجام شد.حزب الله لبنان تأکید کرد که گروه
"شهدای قنیطره" وابسته به مقاومت اسلامی، نظامیان رژیم صهیونیستی
را در این عملیات هدف قرار دادند.حزب الله خاطرنشان کرد که در این
عملیات کاروان نظامیان رژیم صهیونیستی با نوعی موشک مناسب هدف
قرار گرفت که بر اثر آن چند خودرو منهدم شدند و شماری از نظامیان این
رژیم هدف قرار گرفتند.بر اساس بیانیه حزب الله لبنان، کاروان خودروهای
نظامی رژیم صهیونیستی شامل چندین خودرو بود.
در این عملیات ابتدا چند خودروی صهیونیستها با موشک ضد زره هدایت
شونده هدف قرار گرفت . بلافاصله پس از آنکه نیروهای دیگر صهیونیستها
به منطقه اعزام شدند ،حزب الله آنها را آماج حملات خمپاره ای خود قرار
داد . در این عملیات 17 نظامی صهیونیست کشته و شماری هم زخمی
شدند . کانال دوم تلویزیون اسرائیل تاکید کرد فرمانده یکی از گردانهای
تیپ نیروهای ویژه از جمله کشته شدگان است. برخی خبرگزاریها از به
اسارت گرفته شدن یک نظامی صهیونیست در عملیات امروز حزب الله
خبر می دهند . ارتش اسرائیل از تکذیب این خبر خودداری کرده است .
دستگاه نظارتی بر ارتش رژیم صهیونیستی تعداد واقعی کشته شدگان
ارتش رژیم صهیونیستی را در جریان حمله اخیر حزب الله به مزارع شبعا
اعلام نمی کند.
در پی حمله امروز حزب الله لبنان هواپیماهای رژیم صهیونیستی برخی
مناطق جنوب لبنان را بمباران کردند که با پاسخ موشکی نیروهای مقاومت
روبرو شد . حزب الله لبنان اعلام کرد این عملیات بخشی از پاسخ تجاوز
صهیونیستها به قنیطره است . هفته گذشته در تجاوز رژیم صهیونیستی به
منطقه قنیطره در سوریه 6 نیروی حزب الله و یک افسر سپاه پاسداران به
شهادت رسیدند . این افراد بعنوان مسشاران نظامی در سوریه مشغول
بودند . حزب اله تاکید کرده است عملیات شب��ا ، پایان حوادث اخیر
نخواهد بود .
از سوی دیگر کانال ۱۰ به وجود حادثه امنیتی جدید در شمال اسرائیل و
به دنبال آن بسته شدن خیابان ۹۹ از دو طرف از بیم نفوذ نفوذ رزمندگان
حزب الله اشاره کرد.
خبر ضد و نقیض از اسارت یک نظامی
کانال 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی اعلام کرد احتمال دارد یک نظامی
صهیونیستی نیز مفقود شده باشد، اما وزارت جنگ رژیم صهیونیستی این
موضوع را تکذیب کرد. در عین حال خبرگزاری ملی لبنان اعلام کرد یک
نظامی به اسارت نیروهای حزبالله در آمده است اما هنوز (لحظه تنظیم
خبر) حزبالله این خبر را تأیید نکرده است.به دنبال این اتفاق، المنار به نقل
از رسانه های اسرائیلی از اعزام تعداد زیادی از نظامیان صهیونیستی به
مزارع شبعا خبر داد.پایگاه خبری «لبنان دیبایت» نیز گزارش داد، ارتش
رژیم صهیونیستی اصابت موشک ضدزره به یکی از خودروهای ارتش
صهیونیستی در روستای «الغجر» در منطقه جبل دوف در شمال
سرزمینهای اشغالی را تایید کرده است.تلویزیون المیادین در خبر دیگری
اعلام کرد که توپخانه رژیم صهیونیستی اطراف شهرک «کفرشوبا» واقع
در جنوب لبنان را هدف حملات خمپارهای قرار داد. همچنین یک منبع
امنیتی رژیم صهیونیستی، از هدف قرار دادن خاک جنوب لبنان با 13
خمپاره سخن گفت. در پی حمله توپخانهای دشمن صهیونیستی به جنوب
لبنان، چند یگان ارتش این کشور در منطقه «المیسات» در نزدیکی منطقه
«الغجر» به مسافت اندکی از مرزهای فلسطین اشغالی مستقر شده و
عملیات پاکسازی و بازرسی خود را آغاز کردند.
واکنش صهیونیست ها
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در واکنش به عملیات بزرگ حزب الله
در مزارع اشغالی شبعا گفت: ارتش اسرائیل برای اقدام آماده است.
نتانیاهو اعلام کرد: ما به این عملیات پاسخ می دهیم و همه باید آنچه را
که در غزه روی داد به یاد داشته باشند. در جنایت صهیوینستها در غزه
بیش از دو هزار نفر از جمله 800 کودک به شهادت رسیدند .حمله امروز
حزب الله با حضور نتانیاهو در این منطقه هم زمان بوده است و شبکه ده
تلویزیون اسرائیل اعلام کرد:« نتانیاهو بلافاصله سدیروت را به مقصد
تل آویو ترک کرد تا در نشستی با وزارت جنگ حاضر شود تا عملیات امروز
حزب الله و شرایط امنیتی منطقه را بررسی کند.»
رسانه های رژیم صهیونیستی با انتشار خبر عملیات امروز حزب الله در
منطقه شبعا آنرا بی سابقه و پیچیده توصیف کردند. این رسانه ها از
وحشت نظامیان اسرائیلی در این منطقه خبر دادند.رسانه های اسرائیلی
تاکید کردند حزب الله با شلیک موشک در مزارع شبعا ثابت کرد برای
رویارویی گسترده آمادگی دارد.حفاظت نظامی ارتش اسرائیل مانع از
انتشار اطلاعات جزئی مربوط به عملیات امروز در مزارع اشغالی شبعا
می شود.
واکنش های جهان اسلام
عملیات پیروز حزب الله لبنان در منطقه اشغالی شبعا با واکنش گسترده
گروههای لبنانی و فلسطینی مواجه شد.هیئت علمای لبنان تاکید کرد:
عملیات قهرمانانه حزب الله ثابت کرد گزینه مقاومت بهترین گزینه در برابر
اشغالگران است.سخنگوی حماس هم بر حمایت این جنبش از عملیات
امروز حزب الله تاکید کرد. سامی ابوزهری گفت: نظامیان اشغالگر همچنان
باید تاوان حمله به قنیطره را بدهند.کمیته مقاومت فلسطین ، جنبش جهاد
اسلامی فلسطین ، جبهه خلق برای آزادی فلسطین و جبهه دموکراتیک
فلسطین هم عملیات پیروز حزب اله را تبریک گفتند .سخنگوی جنبش جهاد
اسلامی فلسطین، عملیات امروز حزب الله لبنان علیه نظامیان رژیم
صهیونیستی در مزارع اشغالی شبعا را افتخار آمیز و غرورآفرین توصیف
کرد.یوسف الحساینه گفت: ما عملیات حزب الله را در مزارع شبعا تبریک
می گوییم. این عملیات پاسخی به تجاوزگری مکرر اسرائیل به ملت های
لبنان و فلسطین و سوریه است. مردم لبنان در مناطق جنوبی این کشور
به خاطر عملیات موفق آمیز نیروهای حزب الله علیه ارتش رژیم
صهیونیستی در شبعا اقدام به برگزاری جشن و سرور کردند.
آماده باش ارتش سوریه
منابع آگاه از آرامش در مرزهای قنیطره و جولان اشغالی و حالت آماده
باش نیروهای سوری از بیم هر اقدام احتمالی نظامی خبر دادند.
مرگ هشام بن عبدالملک (125 هجری قمری)
روز چهارشنبه ششم ربيع الثانى سال 125 ه در رصافه
هشام بن عبد الملک از دنيا رفت و به جهنم واصل شد (1)
او مردى احول و غليظ و بدخو و بخيل بوده و حريص بود بر جمع مال ، دستور
كشتن زيد بن على بن الحسين (عليهم السلام ) را صادر كرد و امام باقر و
حضرت صادق (عليهم السلام ) را به شام احضار كرد و جسارتهاى فراوانى
به آن حضرات نمود و آخر الامر امام باقر (عليه السلام ) را به شهادت رساند
. 19 سال و 9 ماه و ده روز خلافت كرد و در 53 سالگى به جهنم شتافت .
در زمان سفاح كه قتل بنى اميه آغاز شده بود و قبرهاى آنها را هم نبش
مى كردند و آنچه مى يافتند مى سوزاندند، وقتى نوبت به قبر وليد رسيد
اثرى در آن باقى نمانده بود و از عبد الملك قسمتى از جمجمه اش مانده
بود. هنگامى كه قبر هشام را شكافتند بدن او هنوز متلاشى نشده بود،
ولذا هشتاد تازيانه بر بدن او زدند و او را سوزانيدند و خاكسترش را به باد
دادند.
بعضى گفته اند ظاهرا زدن هشتاد تازيانه به هشام به جهت حد قذف
بوده كه جسارت به مادر جناب زيد بن على بن الحسين (عليهم السلام )
نمود(2)
1- تتمه المنتهى : ص 128. شجره طوبی ج1 ص142- فیض العلام ص228- تاریخ طبری
ج5 ص513- تاریخ دمشق ج2 ص375 ، ج63 ص321
2- مرآة العقول ج26 ص227- تتمه المنتهى : ص 118 - 127. قلائد النحور: ج ربيع الثانى ،
ص 191. فيض العلام : ص 228.و ..
منبع: تقویم شیعه
هلاکت هشام بن عبدالملک (125 هجری قمری)
هشام بن عبدالملك دهمين خليفه اموى در شعبان سال 105 قمرى پس از
مرگ برادرش يزيد بن عبدالملك به منصب خلافت و حكومت نايل آمد. وى،
حاكمى جاهطلب و تنگنظر بود و براى ارضاى هواهاى نفسانى خويش
بسيارى از شهرها، اقوام و ملت ها را مورد تاخت و تاز سپاهيان جنايتكار
خويش قرار داد و تعداد بى شمارى از مسلمانان و غيرمسلمانان را با
بهانههايى غيرمنطقى و غيراخلاقى از ميان برد.
يعقوبى، مورخ نامدار اهل سنت درباره شخصيت اخلاقى و ويژگى هاى
رفتارى وى نوشت: و كان هشام من أحزم بنى اميه و أرجلهم، و كان بخيلاً،
حسوداً، فظّاً، غليظاً، ظلوماً، شديد القسوة، بعيد الرحمة، طويل اللسان؛[۱]
هشام از افراد برجسته و از مردان نامور بنى اميه بود. او مردى بخيل،
حسود، خشن، سختگير، ستمگر، سنگدل، بى رحم و دراز زبان بود.
هشام بن عبدالملك با اهل بيت علیهمالسلام و علویان آزادمرد، كينه و
دشمنى ديرينه اى داشت و اسباب سختى و آزار آنان را فراهم مى كرد و
دست حاكمان و عاملان خويش در حجاز و عراق را در اعمال فشار و
سخت گيرى آنان، باز مى گذاشت.
امام پنجم شيعيان، حضرت امام باقر علیهالسلام از سوى اين خليفه نابكار،
سختى ها و فشارهاى زيادى را تحمل نمود و سرانجام در سال 114 قمرى
به دسيسه و دستور هشام و به توسط ابراهيم بن وليد بن عبدالملك،
عامل خليفه در مدينه به شهادت رسيد.[۲]
به خاطر طولانى بودن خلافت هشام، رويدادهاى فراوانى در عصر وى به
ثبت و ضبط رسيد و در منابع تاريخى ذكر شد. از جمله بيمارى طاعون در
ميان مسلمانان شايع شد و تعداد بى شمارى از مردم و حيوانات آنان را از
ميان برد.[۳]
به هر روى هشام بن عبدالملك به روايت "يعقوبى" پس از نوزده سال و
هفت ماه حكومت در روز چهارشنبه، نهم ربیع الاول و به روايت نويسنده
"الفتوح" در ششم ربيع الاول و به روايت "ابن اثير" در ششم ربیع الثانی
سال 125 قمرى و در 53 سالگى و به روايتى در 61 سالگى به هلاكت
رسيد و پس از وى، برادرزاده اش وليد بن يزيد به خلافت نايل آمد.
و مأموران وليد، بى درنگ خزانه هاى حكومتى و دارايى هاى دربار را
تصاحب كرده و از هزينه كردن مخارج كفن و دفن هشام، جلوگيرى نمودند.
بدين جهت، بدن هشام بدون كفن ماند و كسى حاضر به كفن دادن وى
نشد تا اين كه يكى از غلامان وى، كفنى تهيه كرد و بدنش را با آن پوشاند.
سپس بدن وى را در رصافه شام در همان شهرى كه در آن به هلاکت
رسيد به خاك سپردند.[۴]
1- تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 328.
2- منتهى الآمال، ج 2، ص 118؛ روز شمار تاريخ اسلام (ماه صفر)، ص 64.
3- تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 328.
4- تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 328؛ الفتوح، ج 8، ص 129 و الكامل فى التاريخ، ج 5، ص 261.
منبع: پایگاه دانشنامه اسلامی


قيام مردم آمل در سال 1360 از همين دست بود كه به پيروزي
رسيد. مردم آمل كه با ساختن هزاران سنگر در برابر كمونيستها
ايستاده بودند، نام شهرشان را در تاريخ اسلام «شهر هزار سنگر»
ثبت كردند.
شرح شب و روز واقعه
بيش از 100 نفر از اعضا و كادرهاي اتحاديه كمونيستهاي ايران تحت
عنوان«سربداران جنگل»شبانه وارد آمل شدند تا اين شهر را با استفاده
از اصل غافلگيري و با لباسهاي نظامي تحت عنوان طرح عمليات
«اسب تروا» تسخير كنند. مهاجمان بر اين تصور بودند كه مردم آمل با
شنيدن صداي شليك تير و درگيري به آنها خواهند پيوست و در ادامه،
ساير شهرها نيز قيام خواهند كرد و يك قيام سراسري شكل خواهد
گرفت و كشور و انقلاب از خطر انحراف به دامان امپرياليسم نجات خواهد
يافت!
ساعت 45/23 دقيقه شب پنجم بهمن 1360 آخرين ساعات روز دوشنبه
«گروه اتحاديه كمونيستها» با شليك يك موشك آرپي جي هفت و صداي
رگبار و تيراندازي به شهر حمله كردند و در ميان سازماندهيهاي خود در
حمله به شهر يك اكيپ را مأمور كرده بودند تا با مردم آمل صحبت كنند و
آنها را قدري در قيام دخالت دهند. پنج تيم 20 نفره مأمور حمله به آمل و
تصرف آن شدند.
مردم به همراه نيروهاي سپاه تحت فرماندهي قرارگاه حضرت ابوالفضل(ع)
بسيج شدند تا از شهر دفاع كنند. دستور مقاومت و فراخواني نيروهاي
بسيج صادر شد، غيرت اسلامي مردم به آنها اجازه نميداد كه شهرشان
حتي براي چند ساعت در اختيار كمونيستها باشد. مردم آمل به صورت
خودجوش و با شور و اشتياق كار سنگر سازي، تداركات، امداد رساني
و شناسايي دشمن و همكاريهاي اطلاعاتي را انجام ميدادند و
نیروهای مسلح فقط تيراندازي ميكردند.
در پي تدابير عملياتي سپاه تا ساعت 10 صبح دشمن در بسياري از
حملهها عقبنشيني كرد و در منطقه آسپه كلا تجمع نمود. درگيري تا
ساعت يك بعد از ظهر ادامه داشت كه با پخش خبر كشته شدند كاك
اسماعيل فرمانده كل عمليات كمونيستها، سازمان دشمن به هم ريخت.
نيروهاي مهاجم با استراتژي«قيام فوري» قصد داشتند تا بر شهر آمل
و سپس شهرهاي ديگر مسلط شوند ، اما مردم آمل به جاي حضور در
«قيام فوري» اتحاديه كمونيستها اقدام به «واكنش فوري» در برابر
آنها كردند.
هزار سنگر
در صبح روز 6 بهمن 1360 مردمي كه عاشق اسلام و انقلاب بودند به
محض شنيدن خبر، از روستاهاي اطراف خود را به آمل رساندند و در طول
كمتر از 2 ساعت تمام شهر سنگر بندي شد.
در اين قيام مردمي 40 نفر از جوانان و مردم آمل به درجه رفيع شهادت
نايل گشتند و در مقابل 60 تن از ضد انقلابها كشته شدند و گروهي نيز
به اسارت گرفته شدند.
با توجه به تئوري کمونيست ها مبني بر حمايت از قشرهاي محروم کارگر
و کشاورز و آگاهي توده هاي محروم توسط روشنفکران اين تهاجم باطل
بودن اين انديشه را با توجه به دفاع مردم محروم اين منطقه از اسلام و
نظام به خوبي نشان داد. از سوي ديگر ماهيت افراد اين گروه که از
طبقات برخوردار جامعه بوده، عدم شناخت آنان از قشر محروم جامعه را
مي رساند.
همچنين نوع برخورد آنان در اين عمليات نظامي در رودررويي با مردمي
که داعيه حمايت از آنان را داشتند و شکنجه، آزار و به شهادت رساندن
افراد، ماهيت اين گروه را نمايان ساخت.
در اين زمينه سازمان اسناد انقلاب اسلامي کشور کتابي با عنوان
«اسناد اتحاديه کمونيست هاي ايران در واقعه آمل» ضمن ارائه
اسنادي از اعترافات اعضاي اتحاديه کمونيست ها در حين بازجويي،
اسناد دادستاني و ساير مدارک موجود به معرفي آنان که هم اکنون در
خارج از کشور نيز به فعاليت هاي خويش ادامه مي دهند پرداخته است .
انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران
افراطی های معاند در لوای اعتدال ؛
اسم رمز جدید"سابقون انقلاب" برای فتنه جدید!!!
مردم چشم وگوش به رهبری نظام دارند نه کس دیگر !!
هشدارنیوز سیاسی - اکنون که فقط خواص اصلاح طلب وبا اهداف
انتخاباتی وفریب مردم وارد مقوله جمع نمودن "سابقون انقلاب"
ودلجویی از انان اقتاده اند!!
هشدارنیوز سیاسی - اکنون که فقط خواص اصلاح طلب وبا اهداف
انتخاباتی وفریب مردم وارد مقوله جمع نمودن "سابقون انقلاب" ودلجویی
از آنان اقتاده اند!! بد نیست بدانند ،سابقون انقلاب روی چشمان ملت جای
دارند اما دو شرط را نباید فراموش نمود که 1- سابقونی که بعد از انقلاب
به دنیا طلبی ،اعزام فرزندان خود به خارج از کشور برای تحصیل و خوش
گذرانی ، بالا کشیدن اموال ملت وانقلاب و عدم حضور رودر رو در تقابل با
دشمنان تا بن دندان مسلح که به جنگ مردم انقلابی وبی دفاع امده بودند
یا تعدادی با فرار از کشور وتسلیم قدرت های ضد مردمی ایران شدند و...
مد نظر آقایان است ؟!! 2- یا سابقون سیاسی کار ، خلاف کار و وضد
مردمی وخائن به نظام ومملکت که نمود ضد مردمی آن را در فتنه های
78 و88 وضربه های غیر قابل انکار آن را در به کشور دیدیم .
البته اینکه تئوری پردازی غربگرایانه اصلاح طلبان به مراتب از برنامه
ریزی های اصول گرایان وارزشی های هزینه داده مردم ایران بیشتر است
شکی نیست ، اما واقعیت ماجرا را باید اینها"اصلاح طلبان" در نظر بگیرند
که در کشور ما اصل منویات الهی حضرت آقا ، سید علی مظلوم است که
می تواند راهگشا ،وحدت آفرین وبدون خش خاشاک ،وپی گیری اینگونه
امور نه تنها موجب نزدیکی دل های انقلابیون به قول آقایان ، در عرصه
سیاسی کشور نمی شود که ضد ونقیض گویی وتناقضات آشکار این
جریان فریب خود مهمترین عامل ایجاد تفرقه وچند دشستگی خواهد بود .
همان امام خمینی"ره" که همیشه فقط استفاده ابزاری نامش برای این
عده ، نقل مجلس میدانی شان است ، مگر نفرموده است :من به همه
ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی،
اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد
شد.(صحیفه امام، ج 10، ص: 58)
اینکه سابقون انقلابی ،آنهایی که پای اصول ماندند ودنیا فریبشان نداد ،
تمام دنیا را برای خود وخانواده خود نخواستند واز راهی که با امام شهدا
شروع نمودند بر نگشتند و هم اکنون نیز به راه حانشین صالح امام حضرت
امام خامنه ای سمعا وطاعتا با قی مانده اند ، با محوریت امام جامعه ، نه
تنها اشکالی ندارد که بسیار مهم ومثر است ، اما سؤال اینجاست
سابقونی که مد نظر آقایان است ، چه کسانی هستند ؟!! آیا مگر غیر از
ا ین است که همین خواصی که به صورت هماهنگ این اسم رمز را برای
ایام پیروزی انقلاب دهه فجر طراحی نموده وبه صورت هماهنگ
رسانه ای کرده اند ،هدف غیر سیاسی وصرفا وحدت آمیز دارند ؟! که در
حقیقت شک بر انگیز است وبطور حتم در صدد فتنه ای دیگر هستند .




به گزارش فرهنگ نیوز ، افزایش آگاهی های دینی و مذهبی یکی از بهره های
مفیدی است که شبکه های اجتماعی برای استفاده کنندگان از این ابزار
نوین می توانند به همراه داشته باشند، اما شفاف نبودن فضا در این گونه
شبکه ها، باب سوء استفاده های گوناگون به خصوص در زمینه اعتقادات
مذهبی را، همواره باز نگه داشته است.
اختلاف افکنی های مذهبی و ایجاد شبهه از طرق گوناگون، نمونه ای از
آسیب هایی است که می تواند پایه های اعتقادی بخشی از کاربران
فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را مورد تهدید قرار دهند.
ذکر احادیث و روایاتی در مورد علل گسترش خشکسالی و نباریدن باران و
ارتباط آن با رفتار گروه خاصی از جامعه از آن دست موضوعات حساسیت
برانگیزی است که این روزها مورد علاقه بسیاری از کاربران فضای مجازی
قرار گرفته است.
در یکی از احادیث مورد اشاره آمده است:
امام رضا (ع) می فرمایند:
هرگاه حاکمان دروغ بگویند باران نمیبارد.
میزان الحکمه جلد ۳ صفحه ۲۸۶
حجت السلام سید محمد حسینی رجایی، کارشناس فقهی دفتر حضرت
آیت الله العظمی سبحانی در خصوص اینکه آیا هر حدیث و روایتی را
می توان مصداق وضعیت موجود جامعه دانست، به خبرنگار ایران اسلامی
گفت: این احادیث تمام آنچه که باید گفته شود نیست و مانند کسی است
که آدرس ناقصی دارد و در نهایت به مقصد نمی رسد. البته در وجود این
دسته روایات و صحت و سند آن نمی توان تردید کرد ولی هنگامی که تنها
از فرازهای کوتاه از چند روایت استفاده ی ابزاری و سیاسی می شود،
نوعی بی انصافی و تحریف محسوب می شود.
دلیل این که در گذشته اجازه نقل حدیث از مجتهدین صادر می شده، به
خاطر همین مسئله بوده است که افراد به خاطر مصالح شخصی و مطامع
سیاسی از احادیث سوء استفاده نکنند.
به عنوان مثال روایتی از امام رضا(ع) وجود دارد که ایشان می فرمایند:
«رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا»
خداوند رحمت کند بنده ای که امر ما را احیا می کند.
فردی از حضرت سوال می پرسد، احیای امر شما چیست؟
حضرت در جواب می فرمایند:
«یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ»
علوم ما را یاد بگیرد و به مردم یاد دهد
در ادامه حضرت رضا(علیه السلام) می فرماید:
«فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»
پس اگر مردم زیبایی ها و محاسن کلام مارا بدانند از ما تبعیت می کنند
( میزان الحکمه جلد ۸)
این روایات در واقع ضرورت و اهمیت و حساسیت نقل حدیث را بیان
می کند، چون تبعیت مردم از حسن کلام نشات می گیرد و اگر کلام ناقص
باشد آن حسن را ندارد.
۳ دسته روایت درباره دلایل نباریدن باران
حسینی با بیان اینکه نباریدن باران از منظر روایات، دلایل مختلفی دارد،
افزود: در مورد نیامدن باران و خشکسالی ۳ گروه روایات داریم:
در گروه اول که تعداد بیشتری از روایات را شامل می شود، خود مردم
خطاب روایات هستند.
حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: هرگاه کم فروشی شود، خداوند
ایشان یعنی مردم را به خشکسالی و کمبود گرفتار می کند.
رسول خدا (ص) در حدیث دیگری می فرماید: هميشه امتم در خوشى و
خوبى باشند تا زمانى كه با هم دوستى كنند و بهم هديه دهند و امانت را
بپردازند و از حرام دورى كنند و از مهمان پذيرائى كنند و نماز را برپا دارند و
زكات را بدهند، چون انجام ندهند گرفتار قحطى و خشكسالى شوند.
جلد شانزدهم بحار الانوار صفحه ۲۵۱
پيغمبر اكرم (ص)فرمود: هيچ مردمى عهدشكن نشدند مگر اينكه دشمن
آنها بر آنها مسلّط گرديد و هيچ قومى ظلم نكردند مگر اينكه كشتار در بين
آنها زياد شد. و هيچ قومى از پرداخت زكات امتناع نكردند مگر اينكه از آمدن
باران ممنوع شدند.
و در ما بين آنها عمل منافى عفّت و فحشاء ظاهر نشد مگر اينكه در ميان
آنها مرگ مفاجات شيوع پيدا كرد. و هيچ قومى كم فروشى نكردند مگر
اينكه به خشكسالى مبتلا شدند.
ارشاد القلوب - ترجمه طباطبايى صفحه ۲۸۳
گروه دوم حاکمان هستند که در جامعه کنونی ما روسای یک حکومت و
مناصب قضاوت را می توانیم در جایگاه حاکمان قرار دهیم.
حضرت رسول (ص) فرمود: هر گاه زمامدار ستم كند باران كم مىشود و هر
گاه اهل ذمّه را فريب دهند و نيرنگ بازى كنند دشمنانشان بر آنان آشكار
گردد و هر گاه كارهاى زشت و ناپسنديد آشكار شود زمين لرزه ايجاد شود
و هر گاه امر بخوبى و معروف و پيشگيرى از محرّمات كم شود محرمات
مباح شمرده شود همانا گناه بجاى ثواب و ثواب بجاى گناه قرار گيرد بعد
انديشه كنند پس از فكر و انديشه پشيمانى و بازگشت است.
نهج الفصاحه - مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص) صفحه ۱۹۷
گروه سوم کارگزاران هستند که مصداقش همین کارمندهای دستگاه های
عمومی هستند.
امام رضا (ع) فرمود: چون زمامداران دروغ پردازند باران قطع مىشود، و
چون سلطان ستم كند پايه هاى دولتش سست مى گردد (و دولتش از
چشم مردم مى افتد)، و چون زكات داده نشود چهار پايان مى ميرند.
منابع
۱.أمالی شیخ مفيد - صفحه ۳۱۱
۲. بحار الأنوار – جلد ۷۰ - صفحه ۳۷۴- باب ۱۳۸
توجه! خشکسالی همیشه بلا نیست
وی در ادامه توجه به چند نکته را ضروری دانست:
نکته اول: در مورد احادیث مذکور این است که، خشکسالی در زمان حاکم
اسلامی به منزله فساد شخص یا تمام بدنه نیست. برای پاسخ به این
مسئله شاهد مثال داریم؛ یکی از آنها اینست که در زمان حاکمیت خود
حضرت رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) هم خشکسالی بوجود آمد.
همچنین لازم نیست تا همه بدنه حکومت فاسد باشد تا باران نبارد. نمونه
آن هم داستانی است که روایت آن موجود است: در زمان حضرت موسی
فقط یک نفر گناهکار در بین آن قوم بود و به خاطر آن شخص باران نمی آمد.
یعنی وجود یک شخص هم برای نباریدن باران کفایت می کند، لازم نیست
همه گناهکار باشند.
*نکته دوم: شاید خشکسالی و نیامدن باران در ظاهر و از نظر ما بلا باشد
با نگاهی عمیق تر به بطن ماجرا، نشان می دهد که نباریدن باران ممکن
است برای برخی نعمت باشد، برای برخی یک فرصت باشد، برای برخی
امتحان باشد و برای برخی عاملی جهت افزایش ظرفیت ها باشد. مثال آن
هم خشکسالی است که در زمان حضرت یوسف(ع) به وجود آمد. آن
خشکسالی بلا نبود، برای بعضی ها نعمت بود چراکه از فرو دستی به
بالادستی آمدند و یا بالعکس.
بنابراین خداوند وقتی خشکسالی می آورد همیشه بلا نیست چه بسا این
خشکسالی نعمت باشد. مثل اینکه خشکسالی باعث شود ما به دنبال
پیدا کردن راهکارهایی باشیم که آب را در کشور صرفه جویی کنیم و بهتر
از آن استفاده کنیم.
*نکته سوم: تمام این ۳ گروه روایاتی که گفتیم می تواند دلیل نباریدن
باران باشد از طرفی می تواند هیچکدام آنها دلیل نباریدن باران نباشد.
یعنی می تواند در یک جامعه ای مردم خوب باشند، حاکمان خوب باشند،
کارگزاران خوب باشند، ولی باران نبارد. این می تواند به دلیل حکمت الهی
و ابتلای مردم باشد؛ یعنی خداوند برای ارتقا درجه یک جامعه و قومی
خشکسالی را به وجود آورد تا آنها ظرفیت های وجودی خود را افزایش
دهند.
حدیث زیر می تواند یک نمونه از این نکته باشد:
«وقتى پيامبر اكرم (ص) به مدينه هجرت كردند، اهل مدينه روز جمعه اى
خدمت ایشان آمدند و از خشکسالی شکایت کردند كه درختها زرد شده و
برگها مى ريزند. ایشان دست خويش را به دعا برداشتند با اينكه در آسمان
لكهاى ابر ديده نمى شد به فاصله كمى باران باريدن گرفت به طورى كه
جوانان زورمند و توانا نيز براى رفتن به خانه خويش در اين باران سخت به
زحمت افتادند. بارش باران يك هفته طول كشيد. عرض كردند يا رسول الله!
ديوارها خراب شد و مسافران از سفر باز ماندند.رسول خدا(ص)خنديدند و
فرمودند: اين سرعت ملال فرزند آدم است، سپس عرض کردند:
"اللهم حوالينا لا علينا اللهم في اصول الشيح و مراتع البقع"
خدايا بر روى سر ما نبار باران را به اطراف ما ببار بر روى گياه بيابانها و
چراگاههاى اطراف.
باران در اطراف مدينه مى باريد ولى يك قطره در مدينه نمى باريد،
به واسطه كرامت آن جناب در نزد خدا.»
(احتجاجات - جلد چهارم بحار الانوار صفحه ۲۸ بخش دوم)
*نکته چهارم: اینکه بايد دقت کرد شدت ضعف روایات به چه صورت است.
به طور مثال وقتی در مورد حاکم و ظلم حاکم روایات داریم عبارتی آمده با
این مضمون که باران کم می شود و نگفته باران قطع می شود.
اما در مورد کارگزاران عبارتی که بیان شده است که به معنی قطع شدن
بارش باران است. ولی وقتی روایات درمورد مردم یا جامعه است و آنجایی
که مردم کم فروشی می کنند خداوند عذابش خیلی گسترده تر می شود؛
یعنی خداوند هم خشکسالی می آورد و هم کمبود که نتیجه آن گرانی
هم می تواند باشد.
*نکته بعدی که در ادامه ی این نکات می توان به آن اشاره کرد روایتی از
امیرالمومنین (ع) است که می فرمایند:
إرْحَمْ تُرْحَمْ / نسبت به یکدیگر رحم کنید تا خداوند به شما هم رحم کند.
اَحْسِنْ یُحْسَنْ / به همدیگر نیکی کنید تا خداوند به شما خیر و برکت و
روزی برساند.
وقتی در جامعه مسلمین مردم به یکدیگر رحم نکنند و نیکی وجود نداشته
باشد خشم و غضب الهی هم مشمول همه ی آنها می شود.
خشکسالی در روایات آخرالزمان
این کارشناس مسائل فقهی همچنین به رابطه نشانه های آخرالزمان و
خشکسالی اشاره و خاطر نشان کرد: مسئله دیگری که باید مد نظر
داشت این است که ما در نشانه های آخرالزمان روایاتی داریم که از
خشکسالی می گویند. یکی از نشانه های ظهور حضرت حجت (عج)
خشکسالی است.
وی در پایان تاکید کرد: باید برای بررسی یک موضوع از منظر روایات
تمامی موارد را به طور کامل و در کنار هم در نظر بگیریم و نگاه منطقی
به این روایات داشته باشیم.
منبع:ایران اسلامی